الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
187
نيايش در عرفات (فارسى)
اى مرهم سينهها به صد غمخوارى * از ما همه ذلّت و زتو غفّارى رسواى دو عالم به يقين خواهم بود * گرپردهء لطفت نكند ستّارى در دنبال اين اعترافات باز به برخورد عاصيانه عبد با اوامر و نواهى خدا ابراز ، اعتراف و اقرار مىشود و در واقع با اين اقرار از آن سوء برخورد به درگاه خدا عذرخواه مىشويم : « الهى امَرتَنى فَعَصَيْتُكَ وَنَهَيْتَنى فَارْتَكبتُ نَهيَكَ فَاصْبحْتُ لاذابَرائة لى فَاعْتَذرُ . . . » . « خداى من ! تو امر كردى به من پس من ( به جاى اطاعت ) تو را معصيت كردم و مرا ( ازكارهاى زشت ) نهى كردى ، من نهى تو را مرتكب شدم . پس صبح كردم در حالى كه نه صاحب برائتى است از براى من تا اعتذار بجويم و نه صاحب قوّه و نيرويم تا با آن نصرت جويم . پس به چه چيز ( و با چه رويى ) به تو توجه كنم و و تو را قبله دعاى خود قرار دهم . آيا به گوش و چشم يا به زبان يا به دستم يا به پايم ؟ آيا همهء اينها نعمتهاى تو نيست كه نزد من است و به همه تو را معصيت كردهام . اى آقاى من ! از براى تو حجت و راه است بر من ( كه من محكومم و هيچ حجت و عذرى ندارم » . « يا مَنْ سَتَرنى مِنَ الاباء وَالامُّهاتِ انْ يَزجُرُونى . . . » . « اى كسى كه مرا پنهان كردى از پدران و مادران ( وعيب مرا از آنها پوشاندى ) تا مرا نرنجانند و آزار ندهند . و از خويشان و عشاير و برادران تا اين كه سرزنش ننمايند . و از زورمندان و سلاطين تا اينكه مرا عقاب